تا سالها مچبند سلامتی بدون نمایشگر یک محصول انحصاری با اشتراک سالانه بود. اما این انحصار با عرضه مچبند Google Fibit Air با قیمت 93 دلار و Garmin Cirqa با قیمت 200 دلار و اشتراک اختیاری این انحصار شکسته شد. هوپ حالا دو رقیب بالفطره دارد که که حالا زمین بازی را برای آن هم سطح کردهاند.
برای یک ورزشکار استقامتی که از قبل از ساعت تمرینی استفاده میکند، مقایسهی Garmin CIRQA و Whoop بیشتر از طراحی ظاهری، به یک سؤال کلیدی برمیگردد: کدامیک دادههای دقیقتر و کاربردیتری را به اکوسیستم تمرینی فعلی شما اضافه میکند؟
خلاصه
هر سه مچبند دادههای پایه سلامت از جمله پایش ۲۴ ساعته ضربان قلب، مراحل خواب، HRV و امتیاز آمادگی روزانه را بدون نمایشگر ارائه میکنند و هیچکدام به GPS داخلی مجهز نیستند. تفاوت واقعی در قابلیتهای تمرینی، نحوه یکپارچهسازی دادهها با اکوسیستم ورزشی و هزینه مالکیت در بلندمدت، بهویژه تا سال سوم استفاده، مشخص میشود.
- CIRQA با قیمت یکبارهی 200 دلار عرضه میشود؛ در مقابل، هزینهی Whoop سالانه بین 199 تا 239 دلار است و سختافزار را نیز شامل میشود.
- Fitbit Air با قیمت 93 دلار ارزانترین و با وزن ۱۲ گرم سبکترین گزینه است، اما بیشترین وابستگی را به گوشی دارد.
- هر دو CIRQA و Whoop امکان ارسال لحظهای دادههای ضربان قلب به دستگاههای دیگر را دارند؛ CIRQA از ANT+ و Bluetooth و Whoop فقط از Bluetooth استفاده میکند.
- شارژدهی اعلامشده برای Whoop حدود ۱۴ روز، CIRQA حدود ۱۰ روز و Fitbit Air حدود ۷ روز است.
- هیچکدام جایگزین ساعت GPS ورزشی نیستند؛ هر سه برای استفاده در کنار ساعت طراحی شدهاند.
مچبندهای ردیاب سلامت بدون نمایشگر دقیقاً چه کاری میکنند؟
هر سه برند یک پیام مشابه دارند این بندها را 24 ساعته در هفت روز هفته روی مچ خود قرار دهید تا در بلند مدت این مچبندها به شما دادههای سلامتیتان را بدهد. نبود صفحه نمایش به این معناست که هیچ مچبند هیچ نوتیفیکشنی دریافت نمیکند و ماژول بسیار کوچکتری دارد که باعث میشود میزان مصرف باتری به شدت کاهش پیدا و همینطور تمام اطلاعات شما داخل گوشیتان ذخیره شوند.
هیچکدام امکان ثبت مسیر را ندارند، چون هر سه فاقد GPS داخلی هستند. بنابراین مسافت و سرعت به گوشی متکی است؛ روشی که برای دویدنهای جادهای یکنواخت قابلقبول است، اما در فعالیتهای دیگر دقت و کارایی کمتری دارد. در نتیجه، اگر مسافت و سرعت برایتان اهمیت دارد، همچنان باید سراغ ساعت GPS بروید.
Garmin CIRQA در یک نگاه
CIRQA اولین مچبند بدون نمایشگر گارمین است که کنترلهای روی مچ را به یک دکمه، LED چندرنگ و بازخورد لرزشی محدود میکند و باقی اطلاعات در اپلیکشن Garmin Connect نمایش داده میشود. این مچبند مجموعهای از قابلیتهای آشنای گارمین مانند Body Battery، وضعیت HRV، پایش خواب، Pulse Ox، استرس، تنفس، دمای پوست، آمادگی تمرینی، وضعیت تمرین و تخمین VO2 max را ارائه میدهد. CIRQA با وزن ۲۰ گرم و مقاومت 5 ATM، هم روی مچ و هم با بند جانبی روی بازو قابل استفاده است و سفارش آن از ۲۴ ژوئیه آغاز میشود.
دو قابلیت این مچبند خیلی به چشممیآیند. اول اینکه CIRQA از حسگر اپتیکال Elevate Gen 4 استفاده میکند، نه آرایهی Gen 5 که در ساعتهای ردهبالای گارمین به کار رفته است؛ به همین دلیل قابلیت ECG ندارد. دوم اینکه CIRQA میتواند ضربان قلب را از طریق ANT+ و Bluetooth به دستگاهها و اپلیکشنهای شخص ثالث ارسال کند؛ قابلیتی که برای ورزشکاران سهگانه اهمیت بیشتری از چیزی دارد که مشخصات فنی روی کاغذ نشان میدهد.
Fitbit Air در یک نگاه
فیتبیت ایر کوچکترین و ارزانترین این مچبندهاست: این دستگاه تنها ۵.۲ گرم وزن دارد و با بند ۱۸ میلیمتری، وزن کلی آن به ۱۲ گرم میرسد. با مقاومت 5 ATM، تا ۷ روز شارژدهی دارد و تنها با ۵ دقیقه شارژ میتوان یک روز از آن استفاده کرد. این مچبند بهصورت ۲۴ ساعته ضربان قلب، SpO2، HRV، نرخ تنفس و تغییرات دمای پوست را پایش میکند و قابلیتهایی مانند مراحل و امتیاز خواب، Cardio Load، امتیاز آمادگی و تشخیص AFib هنگام استراحت و خواب را نیز ارائه میدهد.
مچبند Fitbit Air هیچ دکمهای ندارد که در نگاه اول قابل توجه است این البته تا زمانی است که ورزش شروع شود که در آن زمان شما هیچ دکمهای برای فشار دادن ندارید. تشخیص فعالیت بهصورت خودکار انجام میشود و اطلاعات مسیر از گوشی دریافت میشود. قابلیتهای پایهی پایش رایگان هستند؛ اما Google Health Coach مبتنی بر Gemini در سرویس Google Health Premium ارائه میشود که هزینهی آن ماهانه ۹.۹۹ یا سالانه ۹۹ دلار کانادا است و سه ماه اشتراک نیز همراه دستگاه ارائه میشود.
Whoop ذر یک نگاه
WHOOP همچنان برخلاف بسیاری از رقبا، بهجای فروش مستقیم دستگاه، خدمات خود را بر پایه مدل اشتراکی ارائه میکند. اشتراک One با هزینه سالانه 199 دلار، شامل دستگاه WHOOP 5.0 و شارژر سیمی است. اشتراک Peak با قیمت سالانه 23۹ دلار، علاوه بر دستگاه، قابلیتهایی مانند Healthspan، Health Monitor و Stress Monitor و همچنین شارژر بیسیم PowerPack را ارائه میدهد. بالاترین سطح اشتراک، یعنی Life، سالانه 359 دلار هزینه دارد و همراه با سختافزار WHOOP MG عرضه میشود که از قابلیتهایی مانند ECG و Blood Pressure Insights پشتیبانی میکند. حسگر WHOOP با نرخ ۲۶ نمونهبرداری در ثانیه دادهها را ثبت میکند، باتری آن بیش از ۱۴ روز دوام دارد و دستگاه نیز با برخورداری از استاندارد IP68 میتواند تا عمق ۱۰ متری آب، به مدت دو ساعت، بدون مشکل به کار خود ادامه دهد.
یکی از مهمترین مزیتهای اکوسیستم WHOOP، انعطافپذیری در نحوه پوشیدن دستگاه است؛ قابلیتی که بسیاری از رقبا هنوز نتوانستهاند به شکل مشابهی ارائه کنند. محصولات پوشیدنی WHOOP Body این امکان را فراهم میکنند که حسگر روی بازو، بالاتنه یا ساق پا قرار گیرد. این انعطافپذیری بهویژه هنگام فعالیتهای ورزشی شدید اهمیت دارد، زیرا قرار گرفتن حسگر روی بازو معمولاً در مقایسه با مچ دست، اندازهگیری دقیقتر و پایدارتری از ضربان قلب با استفاده از حسگر نوری ارائه میدهد.
ضربان قلب: سنسور اپتیکال چه کاری میتواند انجام دهد و چه کاری نمیتواند؟
هر سه دستگاه از سنجش اپتیکال ضربان قلب روی مچ استفاده میکنند و در نتیجه، محدودیتهای مشابهی دارند. سنجش اپتیکال ضربان قلب معمولاً در حالت استراحت و هنگام فعالیت هوازی یکنواخت عملکرد خوبی دارد. اما وقتی ضربان قلب بهسرعت تغییر میکند، یا زمانی که ریتم گامبرداری به ضربان قلب نزدیک میشود و سنسور بهاشتباه روی سیگنال دیگری قفل میکند، دقت آن کاهش مییابد. هوای سرد نیز میتواند مشکلساز باشد، چون با کاهش جریان خون در اندامهای انتهایی، دریافت سیگنال از روی مچ دشوارتر میشود. به همین دلیل ممکن است در یک دوی سبک، نمودار ضربان قلب عددی را نشان دهد که هیچکس آن را باور نکند. برای تمرین بر اساس زونهای ضربان قلب، پاسخ عملی همچنان همان است: برای تمرینهای اینتروال، بند سینهای همچنان مرجع دقیقتری است و این دستبندها برای ۲۳ ساعت دیگر روز مناسباند. درست تعیین کردن زونها اهمیت بیشتری از خود سنسور دارد.
CIRQA معرفی شده، اما هنوز بهصورت مستقل آزمایش نشده است. تاکنون هیچکس دادهای درباره دقت آن در مقایسه با یک بند سینهای منتشر نکرده و هر ادعایی در زمان عرضه درباره اینکه عملکرد آن در مقایسه با رقبا چگونه است، تا زمانی که چنین آزمایشی انجام شود، باید تأییدنشده در نظر گرفته شود.
قابلیتی که این سه دستگاه را از هم متمایز میکند
ارسال ضربان قلب، همان قابلیتی است که مرز بین این سه دستگاه را مشخص میکند. CIRQA میتواند ضربان قلب را از طریق ANT+ و Bluetooth ارسال کند؛ بنابراین امکان اتصال مستقیم آن به کامپیوتر دوچرخه، تردمیل، Zwift یا ساعت Garmin وجود دارد. Whoop فقط از طریق Bluetooth Low Energy (BLE) این کار را انجام میدهد و در هر لحظه تنها به یک گیرنده متصل میشود. برای استفاده از Whoop با تجهیزات قدیمی که فقط از ANT+ پشتیبانی میکنند، باید از یک پل ارتباطی شخص ثالث استفاده کنید. Fitbit Air هم اصلاً قابلیت ارسال ضربان قلب را ندارد.
برای یک ورزشکار سهگانه، این تفاوت میتواند کاربرد دستگاه را کاملاً تغییر دهد. دستبندی که امکان ارسال ضربان قلب را دارد، میتواند هنگام دوچرخهسواری روی قسمت بالایی بازو بسته شود و ضربان قلب لحظهای را مستقیماً به یک دستگاه Edge بفرستد؛ در نتیجه مچ دست آزاد میماند. اما دستبندی که چنین قابلیتی ندارد، بیشتر یک ابزار برای پایش خواب و ریکاوری است که در کنار آن، تمرینها را هم بعداً ثبت میکند.
شاخصهای ریکاوری؛ سه زبان متفاوت برای یک مفهوم
هر پلتفرم، دادههای خام یکسانی را دریافت میکند، اما در نهایت آنها را به یک امتیاز روزانه با نام و روش محاسبه متفاوت تبدیل میکند. Garmin شاخصهای Body Battery و Training Readiness را ارائه میدهد. در Whoop با Recovery و Strain سروکار داریم و Fitbit Air از Readiness Score و Cardio Load استفاده میکند. با این حال، دادههای پایهای که این شاخصها بر اساس آنها شکل میگیرند تا حد زیادی مشترکاند: HRV شبانه، ضربان قلب در حالت استراحت، مدت و کیفیت خواب و بار تمرینی اخیر.
این امتیازها قابل مقایسه مستقیم با یکدیگر نیستند. مثلاً اینکه امتیاز Recovery در Whoop برابر ۶۲ باشد و Body Battery در Garmin هم عدد ۶۲ را نشان دهد، هیچ معنای خاصی ندارد. چیزی که واقعاً اهمیت دارد این است که یک پلتفرم را انتخاب کنید و روند تغییرات امتیاز آن را در طول چند هفته دنبال کنید. تغییر از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر، خط مبنای دادههای شما را از نو تنظیم میکند و در نتیجه ممکن است یک تا دو ماه از دادههای ارزشمند و قابل استفاده را از دست بدهید.
حسابوکتاب هزینهها
اینجاست که اختلاف قیمت این سه گزینه واقعاً خودش را نشان میدهد. CIRQA با قیمت حدود ۲۰۳ دلار یک خرید یکباره است و بعد از آن دیگر هزینهای برای استفاده از آن ندارید. Fitbit Air حدود ۹۴ دلار قیمت دارد، اما قابلیت مربی هوش مصنوعی که بخش قابلتوجهی از ارزش دستگاه به آن وابسته است، سالانه حدود ۷۲ دلار هزینه دارد. Whoop هم هر سال به پرداخت اشتراک نیاز دارد. بنابراین اختلاف هزینه با گذشت زمان نهتنها باقی میماند، بلکه بیشتر میشود؛ چون در Whoop، خودِ اشتراک بخش اصلی محصول است.
هزینه خرید یک CIRQA حدود ۲۰۳ دلار است؛ یعنی کمتر از هزینه چهارده ماه ارزانترین اشتراک Whoop. تا پایان سال سوم، یک کاربر در مجموع حدود ۲۰۳ دلار آمریکا برای CIRQA و حدود ۵۶۳ دلار برای Whoop هزینه کرده است؛ در حالی که هر دو، در مجموع، دادههای شبانه نسبتاً مشابهی ارائه میدهند.

Fitbit Air فقط زمانی گزینه ارزانتری باقی میماند که بعد از پایان دوره آزمایشی، اشتراک مربیگری را لغو کنید. اگر اشتراک را ادامه دهید، هزینه Air در طول سال دوم از CIRQA بیشتر خواهد شد.
البته Whoop برای این مدل اشتراکی یک استدلال قابلقبول دارد: هزینه عضویت شامل تعویض سختافزار و ارتقای رایگان هم میشود. بنابراین این مقایسه صرفاً مقایسه قیمت یک دستگاه با دستگاه دیگر نیست. برای کسی که قصد دارد سالها از Whoop استفاده کند، این مزیت میتواند ارزشمند باشد.
با این حال، یک تفاوت مهم همچنان وجود دارد: اگر اشتراک Whoop را لغو کنید، دستبندی خواهید داشت که دیگر کار نمیکند؛ اما اگر اشتراک Garmin Connect+ را لغو کنید، دستگاه Garmin همچنان تمام قابلیتهایی را که از روز اول داشته، در اختیار شما میگذارد.
کدام گزینه برای کدام ورزشکار مناسبتر است؟
اگر از قبل کاربر Garmin هستید: CIRQA تقریباً انتخاب پیشفرض است. دادهها در همان حساب Connect که ساعت شما به آن متصل است ثبت میشوند، Body Battery و Training Readiness در طول شب بدون وقفه ادامه پیدا میکنند و هر بار که ساعت را از دست درمیآورید، از ابتدا شروع نمیشوند. علاوه بر این، امکان بستن دستگاه روی قسمت بالایی بازو و ارسال ضربان قلب از طریق ANT+ باعث میشود CIRQA واقعاً هنگام تمرین هم کاربردی باشد، نه اینکه فقط برای پایش خارج از زمان تمرین استفاده شود.
اگر از قبل بهطور جدی از Whoop استفاده میکنید: دلایل تعویض دستگاه آنقدر که اختلاف قیمت نشان میدهد، قوی نیستند. سالها داده مربوط به خط مبنای بدن، اکوسیستم پوشاک و تحلیل تمرینات قدرتی به دستگاه جدید منتقل نمیشوند. برای بعضی افراد، امکانات و مسیر ارتقای Whoop ارزش بیشتری از حدود ۳۶۰ دلار آمریکا دارد که با مهاجرت به CIRQA طی سه سال صرفهجویی میکنند.
اگر هیچکدام را ندارید و بیشتر به پایش خواب علاقهمندید: Fitbit Air با قیمت حدود ۹۴ دلار آمریکا، گزینهای کمریسک برای شروع است؛ به شرطی که در پایان دوره آزمایشی، اشتراک مربیگری را لغو کنید. اگر اشتراک Premium را ادامه دهید، هزینه سهساله به حدود ۲۹۱ دلار آمریکا میرسد که از قیمت خرید یک CIRQA بیشتر است. Fitbit Air راحتترین و کمدردسرترین گزینه در بین این سه دستگاه است. در مقابل، هنگام تمرین کمترین کاربرد را دارد و اگر مشکل اصلی شما نداشتن یک ساعت ورزشی است، احتمالاً بهتر است بهجای آن سراغ بهترین ساعتهای دویدن اقتصادی بروید.
اگر در حال ریکاوری از یک آسیبدیدگی هستید و در فضای بسته تمرین میکنید: قابلیت ارسال ضربان قلب در این شرایط اهمیت بیشتری از معمول پیدا میکند و همین موضوع CIRQA یا Whoop را به گزینههای مناسبتری تبدیل میکند. در مطلب چطور در دوران آسیبدیدگی آمادگی بدنی خود را حفظ کنیم به جنبه تمرینی این موضوع پرداختهایم.
نتیجهگیری
CIRQA برای ورزشکارانی که از قبل با Garmin تمرین میکنند و میخواهند بدون استفاده از یک اکوسیستم جداگانه یا پرداخت هزینه دورهای، دادههای خود را بهصورت پیوسته ثبت کنند، بهترین گزینه است. Whoop همچنان کاملترین پلتفرم و منعطفترین گزینه از نظر نحوه پوشیدن است، اما هزینه آن هر سال بیشتر میشود. Fitbit Air راحتترین و ارزانترین راه برای پاسخ به پرسشهای پایه درباره خواب و ریکاوری است، اما بهمحض شروع تمرین، کمترین قابلیت را در بین این سه دستگاه دارد. آزمایشهای مستقل انجامشده روی CIRQA نشان میدهند که دقت ضربان قلب آن در بیشتر شرایط خوب است، هرچند در برخی فعالیتها، بهویژه شنای آبهای آزاد و اینتروالهای سریع هنگام استفاده روی مچ، با خطاهایی همراه است. اگر به دنبال خرید اقساطی هر کدام از این محصولات هستید رک موبایل بهترین انتخاب شماست
منبع:
https://evensplitslab.com/garmin-cirqa-vs-whoop-vs-fitbit-air/
با ثبت نظر خود درباره مقایسه Whoop با Google Fitbit Air و Garmin CIRQA به راهنمایی دیگران بالا بردن کیفیت مطالب کمک کنید.